مستم کن و حدم زن ، من مستی از این دستم                              

در لایحه ام بسیار ، از رایحه ات مستم

 

قانون که نمی گوید ، از عشق توام چیزی

بگسستم از این قانون ، با عشق تو پیوستم

 

ای شاهد از این دعوی، باری چه زیان دیدی

با دست تو می رستم ، از دست تو شد دستم

 

در عاشقی ام روزی ،  تجدید نظر کردی

بگسستی و پیوستم ، بنشستی و ننشستم

 

رویای تو می دیدم، بی روی تو در عالم

اقرار نمی کردم ، من عاشق تو هستم

 

تیمورزمان بودم، شیدای جهان بودم

در من چه نظر کردی، افتادم و بشکستم

 

                                  تیمورزمانی