چشمهایش
مستم کن و حدم زن ، من مستی از این دستم
در لایحه ام بسیار ، از رایحه ات مستم
قانون که نمی گوید ، از عشق توام چیزی
بگسستم از این قانون ، با عشق تو پیوستم
ای شاهد از این دعوی، باری چه زیان دیدی
با دست تو می رستم ، از دست تو شد دستم
در عاشقی ام روزی ، تجدید نظر کردی
بگسستی و پیوستم ، بنشستی و ننشستم
رویای تو می دیدم، بی روی تو در عالم
اقرار نمی کردم ، من عاشق تو هستم
تیمورزمان بودم، شیدای جهان بودم
در من چه نظر کردی، افتادم و بشکستم
تیمورزمانی
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 19:11 توسط ویدا توانگرپور
|